آسمان
آسمان
کجا می شود، ناله ها را ندید /
و یا خط بطلان ، به آنان کشید !
کجا می شود، آه را سر کشید/
دریغا ز یاران دمی پر کشید !
تو از نا کجا ! کی به شهر آمدی ؟
تو از رسم و سنت،به قهر آمدی !
درون دلم، درد عالم به پاست /
نوای ملامت به دنیا رواست ؟
تو از-مد، رسم و حقارت مگو/
من از خاطراتم شدم، تلخ رو !
چرا ؟ آسمان بی ستاره شدند ! /
همی، عقده ها پاره پاره شدند.!!!
حشمت اله رحیمی بوبراحمدی
(شاعر و نویسنده سرزمین زاگرس)
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۵ ساعت 11:24 توسط امیرحشمت اله رحیمی بویراحمدی
|
بازدیدکنندگان گـرامـی :